العلامة المجلسي

80

عين الحيات ( فارسى )

سگ درگاه اوست پناه برد تا دفع او بنمايد . چنانچه تشبيه كرده‌اند او را به سگى كه در خيمه‌ها و خانه‌ها مىباشد كه هركه آشناى صاحب‌خانه است و به آن خانه بسيار تردّد دارد متعرّض نمىشود ، و چون بىگانه‌اى تازه آيد او را مانع مىشود ، و به غير آنكه صاحب‌خانه او را صدائى زند به هيچ حيله او را ممنوع نمىتوان ساخت ، همچنين شيطان كه سگ بىگانه‌گير اين درگاه است ، و با آشنا قدرت ستيزه ندارد ، و كسى را كه بيند مكرّر به مجلس قرب خداوندش فايز مىشود كى متعرّض او مىتواند شد ، چنانچه خداوند عالميان در روز اوّل او را از ايشان مأيوس گردانيد كه إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ « 1 » يعنى : به درستى كه بندگان خالص مرا تو بر ايشان سلطنت ندارى ، بلكه اگر دورى كه قابل قرب باشد خواهد كه به خانهء ملك الملوك درآيد ، بايد به جناب او متوسّل شود تا به يك اشاره لطف سگ را دور گرداند ، امّا بيگانه‌هائى كه آشنائى نمىخواهند و راه آشنائى نمىطلبند كار ايشان را چنانچه مىخواهد مىسازد . پس لهذا در اين مقام خطير پناه به خداوند كبير خود مىبرد از شرّ او مىگويد : اعوذ باللّه السميع العليم من الشيطان الرجيم ، يعنى : پناه مىبرم به خداوند شنواى دانا كه بر عجز و بيچارگى من اطّلاع دارد ، و مىداند كه عاجز اين دشمنم ، از شرّ شيطان دور از رحمت الهى ، و رانده شده درگاه او . پس شروع به مكالمه مىنمايد ، امّا هنوز خود را قابل مخاطبه نمىداند ، غايبانه سخن مىگويد ، و چون اعلاى درجات كمال مرتبهء فنا و نيستى است ، يعنى خود را عاجز و ناچيز دانستن ، و در همهء باب به ناتوانى خود اقرار نمودن ، و در جميع امور

--> ( 1 ) سورهء حجر : 42 ، و اسراء : 65 .